براي دل خودم


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۰۲:۳۸ توسط ياس| نظرات (0)|


400


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ساعت ۰۹:۵۸:۴۳ توسط ياس| نظرات (1)|


نه به ديروزهايي كه بودي فكر مي كنم

و نه به فرداهايي كه “شايد” بيايي …

مي خواهم امروز را زندگي كنم …

خواستي باش …

َنخواستي نباش …



ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ساعت ۰۷:۳۹:۳۱ توسط ياس| نظرات (3)|


دروغ رو همه ميگن

اما اونجاش به آدم فشار مياد 

ك همراه دروغ شنيدن

خر هم فرض بشيUndecided


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۷ خرداد ۱۳۹۵ساعت ۰۶:۰۷:۳۴ توسط ياس| نظرات (1)|


ساختن واژه اي به نام «فردا» بزرگترين اشتباه انسان بود،

تا زماني كه كودك بي سوادي بوديم و با اين واژه آشنايي نداشتيم،خوب زندگي ميكرديم.

تمامي احساساتمان،غم و شاديمان و هرچه داشتيم را همين امروز خرج ميكرديم انگار فهميده تر بوديم، چون هميشه ميترسيديم شايد فردا نباشد.

از وقتي «فردا » را ياد گرفتيم، همه چيز را گذاشتيم براي فردا. از داشته هاي امروز لذت نبرديم و گذاشتيم براي روز مبادا...

شايد بايد اينگونه «فردا» را معني كنيم....

«فردا»روزيست كه داشته هاي امروزت را نداري....


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ساعت ۱۱:۵۰:۳۱ توسط ياس| نظرات (1)|


من از اين انتخاباتي كه ميگويند سر در نمياورم

انتخاب من تو بودي كه الان نيـــــــــــــــستي لعنـــــــــــــــــــتي!


ادامه مطلب
نوشته شده در ۳۰ فروردين ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۱۸:۵۹ توسط ياس| نظرات (0)|


بي رحمي را بلد نيستم

اما حواست را جمع كن

استعدادم در يادگيري فوق العاده است!


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ساعت ۰۵:۴۰:۵۷ توسط ياس| نظرات (0)|


مرا به گناهي كه

نگاه تو 

در آن بود

بردن سردار

و تو انگار نه انگار...

New layer...

ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ساعت ۰۹:۳۶:۳۷ توسط ياس| نظرات (0)|


سلام دوستان من برگشتم 

بازگشتم زياد طولاني شد از تك تك شماها ممنونم كه تنهام نزاشتين و راهنماييم كردين مخصوصا از 

زهرا جون ممنونم كه با حرفاش آرامش رو بهم هديه داد 

ميخوام يه تحول ايجاد كنم  اونم اينه كه چون من خودم نويسنده هستم متناي احساسي كه مينويسم رو براي شماها هم به اشتراك بزارم 

البته شمام بايد كمكم كنيد تا پيشرفت كنم

از همراهيتون ممنونم و دوستون دارم

ياس


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲ بهمن ۱۳۹۴ساعت ۰۶:۱۶:۵۹ توسط ياس| نظرات (0)|


آمدي 

مغرور

بي كلام

در نگاهت هزار معما 

وبرلبانت مهر خاموشي...

اندكي گذشت...

آرام آرام نزديك شدي

مغرور

بي كلام

كمي مهربان...

وعشق را

به امانت به من دادي ودور شدي...


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۴ساعت ۱۲:۰۴:۰۴ توسط ياس| نظرات (0)|


تو آرام آمدي

نرم و بي صدا 

مثل قطره اي باران بر قلبم چكيدي

به سان برف آرام آرام در من ذوب شدي

تكه اي از وجودم شدي 

در اين سنگستان 

نميدانم تو را چه بنامم

تو كه آمدي آرام شدم

چيزي در درونم خواند...

زمزمه كرد...

اين آغاز دوست داشتن است...


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۰ دى ۱۳۹۴ساعت ۱۱:۵۹:۲۹ توسط ياس| نظرات (0)|


هــــــــــــــــــي 

شمايي كه همين طوري داري يواش يواش نزديك ميشي

صبر كن لطفا

من خودمم اين قدر به خودم نزديك نميشم

چه برسه به اينكه بزارم و بشي

پــــــــــــــــــس

فاصله جانبي رو رعايت 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۲ دى ۱۳۹۴ساعت ۰۸:۲۲:۲۹ توسط ياس| نظرات (0)|


تو قدر مطلق  مني

حوالي تو هميشه حاله من خوبه....


ممنونم از بودنت خواهر كوچولوي من كيميا


ادامه مطلب
نوشته شده در ۲۴ آبان ۱۳۹۴ساعت ۱۱:۰۱:۰۰ توسط ياس| نظرات (0)|


هيـــــــــــــــــچ وقـــــــــــــــــــت

با ائني كه دوسش داري 

به مدت طولاني قهر نكن

چـــــــــــــــــــون 

بي تو زندگي كردن رو

يــــــــــــاد مي گيره...


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳ مهر ۱۳۹۴ساعت ۰۵:۲۰:۴۳ توسط ياس| نظرات (0)|


بعضي وقتا بي دليل وارد زندگي يه كسي مي شي 

تا فقط بهش كمك كني

مي پرسي چه كمكي؟؟

بهش كمك كني تا به عشقش برسه....

كمكش كني تا در كنار اوني كه فكر ميكنه آرامش داره قدم بزنه....

اينكه وسط راه به خودت بياي و ببيني تويي كه قصدت كمك كردن بوده حالا گرفتارش شدي بماند...

اينكه ميدوني حرفاي محبت آميز اون طرف فقط از روي احساس دينشه بماند...

با اينكه ميدوني اون عاشق يكي ديگست ولي هنوزم علاقه داري بهش بماند...

اينكه گاهي وقتا حرصت ميگيره ،لجت ميگره ار علاقه بي انتهات بماند....

اينجور وقتا تمام اين بماندها رو بايد بزاري يه گوشه و بروزشون ندي ميدوني چرا؟؟

چون اوني كه يكي ديگه رو دوست داره كاري به اين چيزا نداره

بايد كمر همت ببندي و تلاش كني تا به عشقش برسه

وقتي رسيد....

از زنديگش بري بيــــــــــــــــــرون چون تو بايد از دور به خوشبخت بودنش در كنار عشقش لبخند بزني

بعدم تمام خاطراتتو به آب روان بسپاري تا از تو دور بشن

اون قدر دور تا ديگه يادت نياد كه زماني همچين آدمي توي زندگيت وجود داشته...

با تمام بدي هايي كه ديدي براش بهترين ها رو آرزو كن 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۲ مهر ۱۳۹۴ساعت ۰۳:۴۴:۰۱ توسط ياس| نظرات (0)|


[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ]